غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز، راز گفتن است گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه
بایگانی برای دسته "شعر نوجوان"
آب هستم ، آب هستم ، آبِ پاک جاری ام از آسمان تا قلبِ خاک گاه ابر و گاه باران می شوم گاه از یک چشمه ، جوشان می شوم گاه از یک کوه می آیم فرود آبشار پر غرورم ، گاه رود گاه قطره ، گاه دریا می شوم گاه در یک کاسه پیدا [...]
موضوع شعر : کربلا تا سراغ تو را گرفت دلم رنگ و بوی دعا گرفت دلم با خدا از غریبی ات گفتم غُصّة کربلا گرفت دلم گوشه ای ماندم اشک افشاندم دیدی آخر عزا گرفت دلم؟ باز با یاد تو دلم پر زد چون دل نینوا گرفت دلم
موضوع: واقعه کربلا خاک از قدمهای تو شد سبز کوه سیاهی از تو ترسید وقتی که اصغر آب می خواست از ابرِ چشمت ، اشک جوشید زینب ! تو بانوی بهاری جاریست دریا در صدایت آن روز ، پشتِ کفر ، خم شد در زیرِ کوه خطبه هایت
باز چشم مهربان شهر ما بوی شبنم ، بوی باران میدهد باز از غصّه پرستوی دلم پیش چشم خستهام جان میدهد ماه خون است و شهادت ، باز هم لالههای سرخ ، بیسر میشوند
تو دلم یه دنیا حرفه که میخوام بگم براتون تو بگو به من کجایی ، تا ببوسم خاک پاتو آقا جون دلم گرفته مثل آسمون پاییز می دونم مرغ دل من دوباره کرده هواتو با خودم یه نذری کردم که اگه تورو ببینم
حیدر بابا، دنیا یالان دنیا دی حیدر بابا ، دنیا ، دنیای دروغی است سلیماندان، نوح دان قالان دنیا دی از سلیمان و نوح این دنیا مونده اوغول دوغان، درده سالان دنیا دی بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا
کسی ابرها را تکان میدهد به یک دانهی ریز جان میدهد کسی راه دریای پر موج را به یک رود خسته نشان میدهد کسی با شروع لطیف بهار به شاخه، گلی نوجوان میدهد
موضوع : شب عاشورا در کربلا امشب آخرین شب است آخرین شبی که بچه ها دور سفرة محبت حسین جمع می شوند
علی (ع) زیباترین شعر زمین است که در هر بیت خود دارد ستاره خدای مهربان آن را سروده به تشبیه و مجاز و استعاره صدای پای او در آب جاریست صدای نور در محراب جاریست علی (ع) یک شاه بیت بینظیر است وجودش مثل شعر ناب جاریست