شعر زیبا ازاستاد شهریار همراه با ترجمه فارسی « بخش کودک و نوجوان وب سایت موعود امم

شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

بار الاغ را که بردارند، پالونش را هم به منزل نمی رساند. این مثل برای اشخاصی به کارمی رود که جز تن پروری هنر و کاری نداشته باشند و در برابر امتیازاتی که به آنها می دهند خود را به تسامح و بی قیدی بزنند. مرد هیزم شکنی بود که یک الاغ و یک شتر […]

( روایت اول ) هرگاه بخواهند بگویند: «‌ بدی از خود ماست و اگر ما خودمان بد نباشیم کسی به ما ظلم نمی کند.» این مثل را می آورند. می گویند پدر و مادر «بخت نصر» در شیر خوارگی او مردند و مردم بخت نصر را که بچه ای بود قوی هیکل و بدشکل و […]

خانه مان امروز روشن می شود می رسد داداش خوبم از سفر می شوم خندان به سویش می دوم تا که می پیچد صدایش پشت در خنده هایم را تماشا می کند با دو چشم مهربان و آشنا چون که می داند برای دیدنش روزها و لحظه ها کردم دعا خانه کرده در نگاه گرم […]

او پرستاراست شبها بیدار است با مهربانی فکر بیمار است او مهربان است شیرین زبان است مثل فرشته در آسمان است چراغی در دست می گیرد هر شب همیشه دارد لبخندی بر لب سر تا پا سفید می پوشد لباس رنگ لباسش مثل گل یاس او به بیماران دوا می دهد با مهربانی غذا می […]

یک بستنی از کوچه خریدم برگشتم و به خانه رسیدم از کاکائوهاش خوردم ولی زود احساس کردم بی حال و شل بود دیدم کمی بعد شد نرم و وارفت یک دفعه کج شد جیغم هوا رفت سُر خورد و افتاد بر روی پایم از بستنی ماند چوبش برایم ای «گرم» خیلی لوس و بدی تو […]

شعر زیبا ازاستاد شهریار همراه با ترجمه فارسی

حیدر بابا، دنیا یالان دنیا دی

حیدر بابا ، دنیا ، دنیای دروغی است

سلیماندان، نوح دان قالان دنیا دی

از سلیمان و نوح این دنیا مونده

اوغول دوغان، درده سالان دنیا دی

بچه داده و به درد گرفتار میکنه این دنیا

هر کیمسیه هر نه وئریب، الیبدی

به هر کی هر چی داده ازش گرفته

افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی

از افلاطون فقط یه اسم خشک و خالی مونده

حیدر بابا، یارــ یولداشلار دوندولر

حیدر بابا، رفقا همشون رو برگردوندن

( هر کسی به اجبار به طرفی رفت  )

بیرــ بیر منی چولده قویوب، چوندل

یکی یکی منو تو صحرا گذاشته و رهام کردن

چشمه لریم، چراغلاریم، سوندولر

چشمه هام، چراغ هام ،خشک و خاموش شدن

یامان یئرده گون دوندی، آخشام اولدی

بد موقعی خورشید رفت و غروب شد

دنیا منه خرابه ی شام اولدی !

دنیا برام مثل خرابه شام شد

حیدر بابا ،یولوم سنن کج اولدی

حیدر بابا، راهم از تو جدا شده

عمروم کچدی، گلممه دیم گج اولدی

عمرم گذشت و نیومدم و دیر شد

هئچ بیلمه دیم گوزللرون نج اولدی

هیچ وقت نفهمیدم زیبا رویانت چی شدن

بیلمزیدیم دنگه لروار، دونوم وار

نمی فهمیدم که زندگی پیچ و خم های زیادی دارد

ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار

گم شدنی هست، جدایی هست، مرگ هست

منبع :راسخون

دیدگاه خود را به ما بگویید.