بوی گل محمدی بوی کتاب می دهی هرچه سوال سخت را زود جواب میدهی
بایگانی برای دسته "شعر کودک"
تو مثل نقطه هستی سیاه و ریز ریزی ولی باید بدانی برای من عزیزی برای دیدن تو کنارت می نشینم کمی خم می شوم تا تو را بهتر ببینم
نیلوفر باغ آشنایی پروانه شمع کبریایی خورشید سماء آفرینش دریای عفاف وجود و بینشش
بابای من هست آقای نجّار دارد مغازه در «شنبه بازار*» کارش همیشه با میخ و چوب است
درختی برگهایش جنبشی کرد، خدا همراه با عطر نسیمیست لب چشمه به گرمی سهرهای خواند: خدا با دوستان خود صمیمیست خدا، نزدیک اخترهای دور است خدا همراه با اشک یتیم است